🔹یک اتفاق ساده در خیابان، بهانهای شد تا ابعاد پنهان بیتفاوتی اجتماعی، پیوند میان انضباط فردی و سلامت عمومی و اهمیت پاسداری از مرزهای انسانی و محیطی مورد واکاوی قرار گیرد.
امروز هنگام رانندگی، پشت سر خودرویی حرکت میکردم که پلاکش متعلق به استانی دیگر بود. با دیدن پلاک، به این فکر کردم که مردم آن استان را به برخورداری از فرهنگ اجتماعی بالا میشناسم. اما چند لحظه بعد، اتفاقی افتاد که مرا به تأملی عمیقتر واداشت.
🔹در کنار خیابان، محوطهای وجود داشت که نخالههای ساختمانی در آن رها شده بود. اطراف آن تا حدودی دیوارکشی شده بود، اما بخشی از محوطه همچنان بدون حفاظ باقی مانده بود. راننده خودروی جلویی، وقتی به قسمت بدون حفاظ رسید، قوطی نوشیدنی خود را از پنجره بیرون انداخت و در همان محل رها کرد.
🔹این رفتار ساده، پرسشی جدی را در ذهنم ایجاد کرد: آیا اگر آن محوطه پاکیزه و کاملاً محصور بود، باز هم او به خودش اجازه میداد زبالهاش را آنجا بیندازد؟
🔹نمیتوان با قطعیت پاسخ داد؛ شاید او در هر شرایطی چنین میکرد. اما نکتهای که توجهم را جلب کرد این بود که زباله را در بخش محصورشده نینداخت؛ آن را در قسمتی رها کرد که حفاظی نداشت و بینظمی موجود در آن آشکار بود.
🔹گویی بینظمی موجود، راه را برای بینظمی دیگری هموار کرده بود. گاهی آنچه دیگران را به بیتوجهی تشویق میکند، فقط نگرش خودشان نیست؛ نشانههایی است که ما با رفتار یا بیتوجهی خود در محیط به جا میگذاریم.
📌این اتفاق مرا به موضوعی فراتر از محیط زیست برد: مرزهای انسانی.
🔹در روابط اجتماعی نیز گاهی با رفتار خود به دیگران نشان میدهیم که تا کجا میتوانند پیش بروند. وقتی در برابر بیاحترامیهای مکرر سکوت میکنیم یا مرزهای شخصیمان را روشن نمیسازیم، ممکن است برخی افراد این رفتار را نشانهای از مجاز بودن عبور از آن مرزها تلقی کنند.
🔹البته باید میان فراهم شدن زمینه و مسئولیت فرد تفاوت گذاشت. همانطور که بیحفاظ بودن یک محوطه، مجوز رها کردن زباله نیست، سکوت یا مدارا کردن یک انسان نیز مجوز بیاحترامی به او نخواهد بود. مسئولیت هر رفتار نادرست، در درجه نخست بر عهده کسی است که آن را انجام میدهد. بااینحال، یک شباهت قابل تأمل وجود دارد: همانگونه که حفاظت از یک محیط به حفظ نظم آن کمک میکند، تعیین و پاسداری از مرزهای انسانی نیز به شکلگیری روابط سالمتر یاری میرساند.
🔹اما ذهنم همچنان درگیر پرسش دیگری بود: چرا بسیاری از ما خانه خود را پاکیزه نگه میداریم، ولی در نگهداری از محیط بیرون چنین حساسیتی نداریم؟
🔹کمتر کسی حاضر است قوطی نوشیدنی را وسط پذیرایی خانهاش بیندازد، تهسیگار را روی فرش خاموش کند یا زبالههایش را در آشپزخانه پراکنده سازد. حتی اگر کسی به نظافت چندان اهمیت ندهد، معمولاً انتظار دارد دیگران به فضای زندگی او احترام بگذارند.
🔹پس چرا وقتی از خانه بیرون میآییم، گاهی همان حساسیت را کنار میگذاریم؟ چرا خیابان، پارک، جاده، ساحل و طبیعت را چنان میبینیم که گویی هیچ ارتباطی با زندگی شخصی ما ندارند؟
🔹شاید یکی از دلایل این رفتار آن باشد که در خانه، پیامد بینظمی را بلافاصله میبینیم؛ اما در محیط عمومی، تصور میکنیم مسئولیت میان افراد بسیاری تقسیم شده و سهم ما ناچیز است. گاهی نیز گمان میکنیم یک قوطی، یک تهسیگار یا اندکی زباله اهمیتی ندارد.
📌اما اگر هر فرد همین استدلال را تکرار کند، نتیجه چه خواهد بود؟
🔹خیابانی که هر رهگذر فقط یک زباله در آن میاندازد، خیلی زود میتواند به خیابانی آلوده تبدیل شود. طبیعت نیز توان نامحدودی برای تحمل آلودگی ندارد. آلودگی هوا به سلامت ما آسیب میزند؛ آلودگی خاک میتواند کیفیت محصولات غذایی را تحت تأثیر قرار دهد؛ و آلودگی آب، زندگی انسانها و دیگر موجودات زنده را تهدید میکند.
🔹 آنچه بیتفاوت از خود در محیط رها میکنیم، ممکن است دیر یا زود به زندگی خودمان بازگردد.
🔹در حقیقت، مرزی واقعی میان سلامت ما و سلامت محیط زیست وجود ندارد. هوایی که تنفس میکنیم، آبی که مینوشیم و غذایی که مصرف میکنیم، همه به وضعیت محیط پیرامونمان وابستهاند.
🔹از سوی دیگر، محیطی پاکیزه و منظم میتواند به تقویت رفتارهای مسئولانه کمک کند. رسیدگی به فضاهای رهاشده، جمعآوری بهموقع زبالهها، ایجاد حفاظ در محلهای لازم، فراهم کردن امکانات مناسب برای دفع پسماند و آموزش عمومی، همگی در کاهش بیتفاوتی نقش دارند.
🔹البته هیچکدام جای مسئولیت فردی را نمیگیرند؛ همانطور که مسئولیت فردی نیز جای مدیریت درست محیط را نمیگیرد.
🔹پس راهحل، تنها نصیحت کردن مردم نیست. باید هم فرهنگ مسئولیتپذیری را تقویت کنیم و هم محیطی بسازیم که رعایت اصول درست در آن آسانتر باشد.
🔹بااینهمه، شاید تغییر اساسی از جایی سادهتر آغاز شود: از نگاه ما به محیط عمومی.
🔹اگر خیابان را امتداد خانه خود بدانیم، آیا باز هم زباله را از پنجره خودرو بیرون میاندازیم؟ اگر پارک را بخشی از فضای زندگی فرزندانمان ببینیم، آیا بهسادگی آن را آلوده میکنیم؟ اگر بدانیم آلودگی آب و خاک مستقیماً با سلامت خودمان ارتباط دارد، آیا باز هم میتوانیم نسبت به آن بیتفاوت بمانیم؟
🔹محیط عمومی، خانهای است که همه در آن سهم داریم؛ حتی اگر هیچکس بهتنهایی مالک آن نباشد.
🔹شاید لازم باشد از خودمان شروع کنیم: زبالهمان را در محیط رها نکنیم، تهسیگار را روی زمین نیندازیم، در برابر تخریب و آلودگی بیتفاوت نباشیم و هر جا امکان دارد، به حفظ پاکیزگی محیط کمک کنیم. در کنار آن، باید از مسئولان نیز انتظار داشته باشیم که با مدیریت صحیح پسماند، نظارت مؤثر و فراهم کردن زیرساختهای مناسب، حفاظت از محیط عمومی را جدی بگیرند.
🔹آنچه امروز در خیابان دیدم، برای من فقط رفتار نادرست یک راننده نبود؛ یادآوری این حقیقت بود که کیفیت زندگی جمعی، هم به انتخابهای فردی ما وابسته است و هم به محیطی که با تصمیمها و بیتوجهیهایمان میسازیم.
🔹شاید نتوانیم همه مردم را به رعایت اصول اخلاقی و اجتماعی وادار کنیم، اما میتوانیم از خودمان آغاز کنیم و در برابر بینظمی، بیتفاوتی را به یک قاعده تبدیل نکنیم.
🔹زیرا گاهی یک قوطی رهاشده، فقط یک زباله نیست؛ نشانهای از فاصلهای است که میان ما و مسئولیت مشترکمان ایجاد شده است.
🔹خانه ما به دیوارهایش محدود نمیشود. خانه ما، تمام محیطی است که زندگیمان به آن وابسته است؛ و حفاظت از آن، نه لطفی در حق دیگران، بلکه مسئولیتی در برابر خودمان و نسلهای آینده است.
نگارش از یحیی ذائبی